روزی که صداها را دیدم

کتاب پر احساس " روزی که صداها را دیدم" نوشته "دکتر مجید میرزاوزیری " عضو هیات علمی دانشکده علوم ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد است.
ایشان را از نزدیک ندیده ام و نمی شناسم اما از طریق آقای پوریا پزشکی یکی از دوستان دورهی ارشد افتخار آشنایی با این استاد گرانقدر را یافتم؛ در ابتدا با کتاب فضاهای متریک با طعم توپولوژیک و سپس با رمان روزی که صداها را دیدم. این کتاب، داستانی پر احساس درباره مادری است که نابینا به دنیا میآید و پس از گذشت سالها زندگی در سن هفتاد و دو سالگی بعد از یک عمل جراحی، معجزه وار بینایی خود را به دست میآورد. بله این کتاب داستان زندگی مادرِ آقای دکتر است و شما نیز همچون من پس از خواندن این کتاب به آقای دکتر به خاطر داشتن چنین مادری تبریک خواهید گفت.
اگر از آقای دکتر مجید میرزاوزیری تصویری در ذهن ندارید و به دنبال طرح سازی ذهنی آن هستید فعلا کافیست یک استاد جوان ریاضی را تصور کنید که آرام راه می رود، به جزییات توجه می کند، متواضع است و با لبخند آشنا. به تمام این مشخصات چاشنی آنالیز در ریاضیات، حافظ در ادبیات و آداب رمزنگری در هر دو را هم بیفزایید!







