فکر کردن
شايد بزرگترين چالش معلمان در کلاس، واداشتن دانشآموزان به تفکر مستقل باشد. وقتي آنان صاحب چنين مهارتي شوند، ميتوانند بيشتر و عميقتر ياد بگيرند. گذشته از آن ميتوانند مسائلي را که در زندگي واقعي با آنها روبرو ميشوند، حل کنند و طرز فکر مناسب براي اين کار را هم ياد بگيرند.....
بخشهايي از کتاب آموزش و ارزشيابي مهارتهاي زندگي فکر کردن، جني ويلسون، کت مورداک مترجم : حسين دانشفر ( برای استفاده معلمان، دبيران و مدرسان مراکز تربيت معلم و برگزيده جشنواره کتابهاي آموزشي رشد)
اين کتاب انواع تفکر (نقادانه، خلاق و تاملي) را معرفي ميکند و به کمک تمرينهاي فراوان به معلم ياد ميدهد که چگونه مهارت فکر کردن را در دانشآموزان خود پرورش بدهد، روش تفکر آنان را بشناسد و محيط کلاس را براي ايجاد پرورش اين مهارت آماده کند.
گزيدهاي از فصول اول، دوم و سوم کتاب...
اهمیت فکر کردن: تفکر اساس یادگیری است. تا کنون معلمان همواره به این نکته توجه داشتهاند که دانشآموزانشان چه موقع، به چه چیز و چگونه فکر میکنند. امروزه معلمان بیشتری از خود ميپرسند : چگونه میتوانيم به دانشآموزان ياد بدهيم که مستقل، خلاق، چراجو و ژرف انديش باشند؟ اگر بخواهيم دانشآموزان ما مبدل به فراگيران موفق و مادام العمري شوند که بتوانند با موفقيت مشکلات خود را در محيط مدرسه و خارج از آن حل کنند، بايد مهارتهاي گوناگون انديشيدن را ياد بگيرند.
در زمينه تفکر بايد موارد زير را در نظر گرفت :
- تفکر، اساس يادگيری و ياددهي است.
- دانشآموزان مانند هم فکر نميکنند. يک برنامه آموزشي بايد به اين تفاوتها توجه داشته باشد و خود را با آنها سازش بدهد.
- روش تفکر دقيق، تسهيل کننده يادگيري به ويژه توسط خود دانشآموزان است.
- ....
انواع تفکر: اقسام تفکر زياد است و براي هدفهاي مختلف، روشهاي فکر کردن هم يکسان نيست. مثلا، اگر با منطقي فکر کردن بتوانيم مسئلهاي را حل کنيم، شايد بهتر باشد که به سوي تفکر خلاق برويم. روش فرا شناخت هم در مواردي که تصميمگيري در ميان است، ميتواند مفيد باشد. در حالي که روشهاي تفکر نقادانه، خلاق و تا حدي تاملي معلومند و آموزش داده ميشوند، در مورد فراشناخت- که شايد حساسترين روش براي پيشرفت دانشآموز باشد- سوء تفاهمهايي وجود دارد و کمتر در کلاس درس کاربرد مييابد. فراشناخت شامل خود ارزشيابي فعال، تصميمگيري فعال و در نظر داشتن هدفهاي فردي است. واداشتن دانشآموزان به فکر کردن و يادگرفتن از اين راه، در آموزش و پرورش بسيار اهميت دارد.
به عبارت روشنتر، فرا شناخت به معناي آنست که دانشآموز (يا معلم) ميداند به چه ميانديشد، آنچه را که ميانديشد، ارزشيابي ميکند و به تفکرات خود نظم ميبخشد.
تفکر به روش تعاملي نيز در آموختن نقش مهمي دارد، اما مشابه با فراشناخت نيست. زماني که در حيطه فراشناخت قرار داريم، تمرکز بر فکر خودمان است. در حالي که در حيطه تاملي، به چيزي غير از تفکر خود متمرکزيم.
تفکر به روش تاملي، عميقتر از فکر کردن درباره يک موضوع است و به هر نوع فکر هدف داري اشاره ميکند که در آن، فراگير فعالانه، به طور مداوم و با دقت ايدهها را به منظور رسيدن به درک عميقتر، در نظر ميگيرد. جان ديويي (1933) همواره به اين نوع تفکر توجه داشته است.
تفکر کردن را ميتوان به روشهاي متفاوتي سازماندهي کرد :
- تفکر تاملي و فراشناخت
- تفکر خلاق
- تفکر منظقي و نقادانه
پرسشهاي نمونه براي تامل :
آيا تا بحال از دانشآموزان خود پرسيدهايد که :
- درباره نوع تفکر و يادگيري خود و دنياي اطراف سوال بپرسند؟ (تاملي و فراشناخت)
- درباره فرآيند يادگيري تصميم بگيرند؟ (تاملي و فراشناخت)
- راه حلهاي جايگزين شوندهاي بيابند؟ (خلاقانه)
- فرضيهها را به چالش بگيرند؟(خلاقانه)
- دادهها و اطلاعات را تحليل کنند؟ (نقادانه)
- درباره ايدهها قضاوت کنند، يا آنها را مورد ارزيابي قرار دهند؟ (نقادانه)
نقش معلم
معلم در بهبود بخشيدن به طر فکر دانشآموزان، مانند همه مهارتهاي ديگر نقش محوري دارد و معلماني که با استفاده از روشهاي مختلف مهارت فکر کردن را در کلاس زنده نگه ميدارند، اهميت موارد زير را ميدانند :
- بلند بلند فکر کنيد
- براي تفکر ارزش قائل شويد
- روش فکر کردن را به روشني در کلاس توجيه کنيد
- طوري از دانشآموزان بپرسيد که توان فکر کردن آنان افزايش يابد
- براي فکر کردن، برنامهريزي و سازماندهي کنيد
- روشهاي فکر کردن را به دانشآموزان ياد بدهيد
گزيدهاي از فصول چهار کتاب ...
سازماندهي کلاس درس
در اين فصل راههايي براي گسترش دادن و عمق بخشيدن به فکر معرفي شدهاند. در اين کلاسها، محتواي درس مهم است و فعاليـها هدف دارند. به عبارت ديگر، دانشآموزان بايأ وادار به تفکر درباره موضوع باارزشي شوند. در سازماندهي براي پرورش نيروي تفکر، معلم بايد سياستهايي را در نظر بگيرد، از جمله :
- پرسيدن
- به چالش درآوردن
- تشويق به ريسک پذيري
- تشويق به سوال کردن و ايجاد بحثهاي تفکربرانگيز
مهارت تفکر بايد موضوع مورد بحث هميشگي کلاس باشد. معلمها بايد درباره اقسام تفکري صحبت کنند که در کلاسها مورد نيازند. در اينصورت دانشآموزان کاربرد زبان فکر کردن را در طراحي، بحثها و تامل در کارهاي خود ياد ميگيرند. نقش معلم در بالا بردن بحثهاي کلاسي و سوال کردن درباره تفکر مهم است، اما دانشآموزانند که بايد فکر کنند، بپرسند و جواب بدهند. درست پرسيدن، هسته اصلي تفکر کارآمد است. اما اين کار زماني تاثيرگذار است که معلم :
- پرسشهاي چالش برانگيز طرح کند و هدف برايش کاملا روشن باشد.
- بعد از پرسش و پاسخ، وقتي را براي فکر کردن اختصاص دهد.
- ....صفحات 21 و 22 کتاب
وقتي از همفکري با ديگران صحبت ميکنيم، در واقع وارد بحث فلسفي شدهايم. با اين اقدام، دانشآموزان بهتر ميتوانند به مدارج بالاتر تفکر برسند و درباره مسائل ذهني و مجرد هم بيانديشند. دانشآموزان را بايد از طريق بحث، به ارزيابي ايدهها، باورها و ارزشها واداشت. معلم هم در اين ميان، نقش تسهيل کنندهاي را خواهد داشت که ميتواند با طرح پرسشهاي خود، مسير بحث را هدايت کند و مشوق عمق بخشيدن به تفکرات شود، اما خود او نيز در واقع يک عضو از کلاس است و نبايد کنترل کننده بحثها باشد.
ساختارهاي بسيار خوبي وجود دارند که به کمک آنها ميتوان جامعه کاوشگر را توسعه داد(1995, Golding, 2002, cam). کيفيت بحثهاي فلسفي را ميتوان با طرح پرسشهاي سطح بالا و مبتني بر دو خاصه اساسي، يعني اعتماد و کاوش بهبود بخشيد. در اين زمينه، توافقنامهها و ساختارهايي هم براي ايجاد تسهيل در بحثهاي فلسفي وجود دارد که روش سقراطي در پرسش کردن، یکي از آنهاست.
پرسشهاي سقراطي : از پرسشهاي زير براي بحث کردن استفاده کنيد.
- پرسشهاي مرجع : روی منبعي متمرکز شويد که اطلاعات قابل بحث از آن گرفته شده است.
- پرسشهاي حمايت کننده : اکنون، به اطلاعات اضافي فکر کنيد که ممکن است به گفتههاي بحث انگيز ياري برساند.
- پرسشهاي جدل برانگيز : به نقطه نظر افرادي توجه کنيد که با مطلب مورد بحث موافق نيستند.
- پرسشهاي نهايي : بعضي از فعاليتهاي اجتماعي حاصل از بحث (قبول يا رد موضوع) کدامند؟
در نهايت دانشآموزان بايد تصميم بگيرند که مسئله مورد بحث را بپذيرند يا رد کنند.
معلمها امروزه آشنايي زيادتري با ابزارهاي يادگيري از قبيل روشهاي دوبونو (شش کلاه تفکر) و غيره پيدا کردهاند، اما آموزش تنهاي آنها، کارساز نيست. بلکه، آن ابزارها را بايد در چارچوب يک محتواي معنادار و مرتبط، براي افزايش مهارتهاي تفکر بکار گرفت. ما بايد اين گونه مهارتها را بهطور روشن آموزش دهيم و از هدفدار شدن آنها هم مطمئن شويم/